09367794450 logo@liyanaweb.ir
طراحی با لحن آذربایجان/ هادی ارجمند آتابای

طراحی با لحن آذربایجان/ هادی ارجمند آتابای

طراحی با لحن آذربایجان / هادی ارجمند آتابای

آذربایجان همواره از پیشگامان ورود تجدد به ایران بوده است و اولین چاپخانه ها، سینما، روزنامه ها، لوگوها و تصویرسازی ها از آنجا سرچشمه گرفته است. لهجه و سبک و سیاق خاص آن جذاب و ادبیاتش، ادبیات مقاومت است.  گاهي با ریتم لزگی ها شاد و سرزنده و بعضا مثل زمستان طولانی آذربایجان سفید و مثل جورابهای پشمی دستباف منقش است. طراحان این خطه در سالهای اخیر با ازدیاد نشر کتاب های ترکی، سبک و سیاق خاصی را در پیش گرفته اند. از بین آنها « سعید شیخ بگو»، « مهدی وفایی(آنار)»، « ائلمان تقی دوست»، « مهیار علی زاده(آیخان)» و « هادی ارجمند(آتابای)» را می توان نام برد.

هادی ارجمند قجور(آتابای) طراح امروز پروژه روزرنگ، گرافیک خوانده است. ۱۵ سال سابقه کار حرفه ای او را به طراحی تبدیل کرده است که با اهميت به سبک آذربایجانی، به همين لحن قلم می زند. مدیر هنری هفته نامه اولدوز، مدیر هنری هفته نامه یاشاییش، مدیريت هنری هفته نامه آغری و همکاری با انتشارات یاشماق، انتشارات پینار، انتشارات اولکر، انتشارات پارلاق قلم از سوابق کاری او هستند همینطور آثارش در جشنواره ها و مسابقاتی مانند مقام نخست جشنواره ایران ما،

جشنواره ایتاکای یونان ۲۰۰۸، جشنواره محیط زیست(Green&environmet) خارکف اوکراین ۲۰۰۶، فینالیست پوستر نوآوری با موضوع نوآوری در آموزش فرایبورگ سوییس و ارزروم ترکیه ۲۰۱۳، طراح مدعو فستیوال جهانی پوستر دانشگاه هنر دوملو پینار ترکیه۲۰۱۳، مسابقه بین المللی پوستر موسیقی جامائیکا – رگی، نمایش در مکزیک و واشینگتن۲۰۱۳، تقدیر در مسابقه  بین المللی پوستر موسیقی جامائیکا – رگی۲۰۱۴، بی‌ینال پوستر بولیوی – لهستان، سومین جشنواره جهانی هنر مقاومت، مقام نخست مسابقه پوستر کپنهاک دانمارک ۲۰۱۵، نمایشگاه طراحان دعوتی پوستر بین المللی ، زبان جنگ و صلح در رسانه های جدید -چاناک کاله دانشگاه onsekiz mart ترکیه ۲۰۱۵ و…به نمایش درآمده اند.

آثاری که در ادامه می بینید، بخشی از ششصد، جلد کتاب طراحی شده هادی ارجمند هستند.


هفت کتاب / کیانوش تنها

هفت کتاب / کیانوش تنها

هفت کتاب / کیانوش تنها

به نمایش درآمدن این جلدها در کنار هم به دو دلیل است، اول نزدیکی‌های فرمی و اجرایی آن‌ها به یکدیگر و بعد نزدیکی زمانی طراحی شان که حال و هوایی نزدیک به هم از نظر منطق طراحانه به آن‌ها داده است.” کیانوش تنها” طراح امروز پروژه روزرنگ از روند طراحی این آثار گفته است.

«انتقام مِه» – «مدّ مُژه»
این دو کتاب شعر از مجموعه کتاب‌های «قوس‌های دیگر جنون» توسط” خشایار فهیمی” به من سفارش داده شدند. با خواندن بعضی از شعرها و با آشنایی که از گذشته با این مجموعه داشتم، می‌دانستم که سبک شعرها گرایش به «شعر حجم»، «شعر موج نو » و «شعر دیگر» دارد.
شعر حجم در واقع ویژگی و ظرفیت جدیدی از زبان را ارائه می‌کند که با به‌وجود آوردن فضا، حجم و معماری‌ای در خود زبان و از خود زبان، معنا را دیگرگون کرده و فاصله‌ای به‌وجود می‌آورد با درک صریح معنا و شکل‌گیری تصویری یک دست و صریح.
” یدالله رویایی” در مانیفست شعر حجم می‌گوید: « ما تصویر از اشیاء نمی‌دهیم؛ منظری از علت غایت آن‌ها می‌سازیم و عواملی را که بدین‌گونه وام می‌گیریم، در جایی دوردست با فاصله‌ای از واقعیت می‌نشانیم.» در طراحی این دو جلد سعی کرده‌ام چنین برخوردی با «تایپ» به مثابه «زبان» انجام دهم و در صاحت دیگری فراتر از نوشتار قرارشان دهم.

«پنجه بر پیشانی»
این جلد بر اساس اسم کتاب طراحی شد. پنجه‌ی شاعر به جای کشیده شدن بر پیشانی خودش، بر پیشانی شعرش کشیده شد و ما نتیجه‌ این رخداد را می‌بینیم که همان از هم پاشیدن و فرو ریختن چهره‌ شعر است که کلمات هستند.

«وزن موسیقی و شعر»
این کتاب درباره‌ وزن شعر و رابطه‌ی آن با ریتم در موسیقی است که در علم موسیقی کهن به آن عروض و ایقاع می‌گفتند.
در طراحی جلد این کتاب با بهره‌گیری از فرم و رنگ‌های نمایش‌گرهای اکولایزر و ترکیب آن با کلمات نام کتاب، سعی کردم کلمات را به رقص درآورم. همان کاری که ایقاع و عروض با کلمات در شعر انجام می‌دهند.

«فرهنگ موسیقی کار در ایران»
این کتاب درباره‌ آواها، آوازها و نغماتی است که در محلات مختلف ایران توسط اقوام گوناگون در هنگام کار خوانده و نواخته شده است. برای طراحی این جلد به ابزار کار فکر کردم و اینکه هر ابزار صدای مخصوص به خودش را دارد و این ابزارها هر کدام می‌توانند به نمایندگی از کارگرانی که از آن‌ها استفاده می‌کنند، نت‌هایی باشند بر روی خط حامل؛ نت‌های کار که در آسمان معلق‌اند و زیباتر‌ین موسیقی زندگی‌اند.

«تذکرة‌الاولیاء»
تذکرة‌الاولیای عطار نیشابور، تذکره‌ای بر گروهی از بزرگ‌ترین عارفان اسلام است. طرح این جلد را بر اساس شکل و فرم پنجره‌هایی که با تکنیک «شیشه نقشینه» بیشتر برای کلیساها ساخته می‌شدند، طراحی کردم و عبارت تذکرة‌الاولیاء را به قطعاتی همانند قطعات شیشه‌های رنگی تقسیم و در پنجره‌ای جای دادم که نور را از خود عبور می‌دهد به حقیقت جهان. اولیاء خدا و عرفا در طی سلوک خود به سوی حق، تمام رنگ‌های تعلق را از خود می‌زدایند تا به بی‌رنگی رسیده و نور حق را از خود عبور دهند و بر خلق بتابانند.

«برندها و مدیریت برند»
مدیران و صاحبان برند هستند که به یک برند، فرم و شخصیتی هم‌راستا با نیاز مخاطب و آنچه مطلوب کسب و کار است را الحاق می‌کنند تا برند از دید مخاطب آن‌گونه دیده شود که آن‌ها در نظر دارند.
رنگ‌ها، فرم‌ها و وابسته‌های برند، آن را از جسمی بی شکل و بی‌جان به چیزی داری شخصیت خاص و جان‌دار تبدیل می‌کنند.
در این طرح جلد، برند و مدیریت برند را به قالب و ریخته‌گری تشبیه کرده‌ام؛ قالبی که به موادی بی‌شکل، شکل و هویت می‌بخشد.

جایگاه اجتماعی طراح گرافیک | هنرمند تکنیسین

جایگاه اجتماعی طراح گرافیک | هنرمند تکنیسین

جایگاه اجتماعی طراح گرافیک | هنرمند تکنیسین 

جایگاه اجتماعی طراح گرافیک | هنرمند تکنیسین
مجله تندیس شماره ۳۶۳ برگردان: علیرضا بهارلو

قسمت اول

هنرمندان – چه دارا و چه ندار – مدت‌های مدید عازم زاغه‌نشین‌ها بوده‎‌اند. سایر افراد – با امتیازات اجتماعی کمتر – در معرض زیبایی‌شناسی رسانه‌های گروهیِ عمده و پس‌مانده‌های آن قرار داشته‌اند. جامعه غربی ما با دو سرعت متفاوت کار می‌کند. برای جماعتی اقلیت، دنیایی از آرامش رقم خورده که طراحی در آن مترادف با کیفیت اصیل و معتبر است. هنر می‌تواند بخشی از هر نوع زندگی قلمداد شود. در واقع اینجا دنیایی است که واقعیتِ مادی و انسانی می‌تواند ایجاد شده و پرورش یابد.

 

dossier start bg1

اما آنچه برای دیگران – همان اکثریت – وجود دارد، درست نقطه مقابل این قضیه است. هنر چیزی است که باید آن را با قید و شرط دید، و هارمونی معنوی را باید در سایر حوزه‌ها و حیطه‌ها پیدا کرد – مذهبی یا شیمیایی.

نابرابری رو به ازدیاد است. رویای انسانیِ وحدت و یکپارچگیِ تاریخ سیاره ما، به شیوه منطق سرمایه‌داریِ چندملیتی‌ها، در عمل به نوعی یکسان‌سازی کاهنده مبدل گشته است. از این رو معقول و موجه به نظر می‌رسد که برای هنر و هنرمندان، کارکرد سرگرمی و تزئین متصوّر شد، در حالی که تکنیک‌ها و تکنیسین‌ها تولید سودمند و کارآمد را بر عهده می‌گیرند.

fefa92a761950f7977025a2be5b02ddb chinese posters political posters

این نوع تقسیم‌بندی یا رده‌گذاری نیروی کار، در مورد قواعد و قوانینی که طراحی بر مبنای آنها پی‌ریزی شده است، به حد تسلیمی بلاشرط می‌رسد. گویی تفکیک و تمایز میان هنرمند در جایگاه خالق، و پیشه‌ور (افزارمند) در مقام تکنیسین، بار دیگر از دل خاکستر آن اصول و قواعدِ پایه متولد شده است. این مسأله، نشان از بازگشت به عصر حجر دارد.

به عقیده من، هویت واحد هنرمند و تکنیسین در نقش طراح گرافیک، پایه و اساس ظرفیت و توانایی او را برای تأکید و دفاع از نقش خود – و اتخاذ طرز کار و رفتار خاص به عنوان فردی که بخشی از تمدن است – شکل می‌دهد. از دیدگاه من، کارکرد اجتماعی طراح گرافیک، موضوعی است که باید به جای منطق و دانش، از طریق افکار و نظرات با آن برخورد کرد.

ماکسیم گورکی۱ می‌گوید: «زندگی همیشه به قدر کافی دشوار خواهد بود تا افراد را برای از دست دادن میل و اشتیاق‌شان به چیزی بهتر منع کند.» رسالت اجتماعی طراح گرافیک بر پایه خواست و تمایل برای شرکت در خلق دنیایی بهتر قرار گرفته است. بیان چنین قاعده‌ای ساده به نظر می‌رسد، اما نظر به تناقضات زندگی واقعی، این قاعده به سادگی به قواعد عملیِ رفتار منجر نمی‌شود.

527130260

یک نقد اجتماعی

هر نوع ارزیابیِ بُعد اجتماعیِ طراحی گرافیک باید همواره در وضعیتی خاص و عینی صورت پذیرد و این سخت‌ترین کار ممکن است. همه ما در جامعه زندگی می‌کنیم، اما نه در یک جامعه واحد و یکسان – خدا را شکر که حداقل هنوز این طور نیست.

امروزه تولید ارتباطات بصری ضرورتا تبلیغات را در بر می‌گیرد. تولیدات بصری در تبلیغات، بسیار پیچیده‌اند و در ارتباط با شبکه‌های عظیم رسانه‌های جمعی شکل‌بندی و بیان می‌شوند. آنها از مرزها و تقسیمات فرهنگی فراتر می‌روند. نقد بنیادی آنها را منتقدی مارکسیست به نام جان برگر۲ در کتاب «راه‌های دیدن»۳ عرضه کرده است. او نشان می‌دهد که «طلسم و افسون»۴، از نظر تصویر، ابداعی نوین است. این در واقع بیانِ طلب و پیگیری شادی و خرسندیِ فردی است – که حقی جهانی محسوب می‌شود.

X

برگر می‌گوید: «تبلیغات، مصرف را به جایگزینی برای دموکراسی بدل می‌کند. گزینش آنچه فرد می‌خورد (یا می‌پوشد و می‌راند)، جای گزینش مهم سیاسی را می‌گیرد. تبلیغات به اختفا و جبران هر آنچه که در جامعه دموکراتیک نیست یاری می‌رساند. و همچنین موجب پوشیدگی آنچه در تمام دنیا اتفاق می‌افتد می‌شود.»

بین تبلیغات و طراحی گرافیک تفاوت هست. حوزه تبلیغاتِ امروز، بیش از پیش متمرکزشده، بین‌المللی، تعمیم‌یافته و بنابراین استاندارشده است – مثل نیروهای اقتصادی‌ای که آن را تولید می‌کند و تولیداتی که این حوزه با آنها مرتبط است. از طرفی، طراحی گرافیک کماکان خلق می‌شود و خود را به شیوه‌ای خودمختار و متنوع ساختاربندی می‌کند – در ارتباط مستقیم با بافت‌های اجتماعیِ خاصِ جوامع گوناگون در سراسر جهان. همین تنوع است که امکان رشد و توسعه ارتباط گرافیکی را برای جهان آینده ممکن می‌سازد.

U

اگر به بازنمود ساده‌شده ارتباط گرافیکی نگاهی بیندازیم، متوجه می‌شویم که دارای سوژه‌های انتقالی (مشتریان و طراحان گرافیک)، پیام و اهداف (مقاصد، نیات و تولیدات) و گیرندگانی (مخاطبان و مصرف‌کنندگان) با نیازها و توقعات خاص است. نکته دیگر آنکه فرایند ارتباط در چارچوب زمانیِ معینی روی می‌دهد. رابطه میان این دو حکم، بُعد و جنبه اجتماعی طراحی گرفیک را در اختیارمان می‌گذارد.

از نقطه‌نظر زمانی می‌توان ارتباط را روی یک مقیاس طبقه‌بندی کرد. در یک سوی این مقیاس، طراحی گرافیک را می‌یابیم که آن را طراحی گرافیکِ دوام و استمرار نامیده‌ام و مقصودش خود رسانه و ماندگاری است. در سوی دیگر مقیاس، یک طراحی گرافیکِ گذرا قرار گرفته که هدفی کوتاه‌مدت دارد.

Amnestyleg

از نقطه‌نظر فضایی نیز برای طراحی گرافیک دو دسته عمده قائل هستم: طراحی گرافیکِ ادغام‌شده با یک ساختار فیزیکی یا یک هویت؛ و طراحی گرافیک مستقل. باید بدانیم که طراحی گرافیک مستقل معمولا کم‌دوام است، حال آنکه طراحی گرافیکِ یکپارچه (ادغام‌شده)، پایاتر؛ و هر دو بر اساس زمان و مکان تغییر می‌کنند.

طراحی گرافیک پایدار

چشم‌انداز نمونه و مشخصِ طراحی گرافیک پایدار چیست؟ این حیطه شامل مواردی است همچون معماری و طراحی شهری؛ صفحات روزنامه؛ نقشه‌ها و نمودارها؛ کتب مرجع مانند اطلس‌ها و کاتالوگ‌ها؛ تقویم، اعلامیه، دستورالعمل‌ها و نشانه‌ها؛ طرح‌ها و نظام‌ها تصویرنگارانه (پیتکوگرافیک). همه اینها در جهت بیان بصریِ یک توسعه ساختارمند عمومی کار می‌کنند.

هدف این نوع طراحی گرافیک (پایدار، یکپارچه) از طریق ادغام پیام (فرم، محتوا) با جامعه حاصل می‌شود. این نوع طراحی، بر ارزش‌های نهادینه‌شده تأیید کرده و خواستار پذیرش آنهاست. این حیطه در واقع ایده و اندیشه، رأی و قضاوت، و ارزش زیبایی‌شناختی را به واقعیت ملموسِ «طبیعی» تبدیل می‌کند. به طور کلی، طراحی گرافیک به شکل کاربردی ارائه می‌شود، اما نقش نمادینی که ایفا می‌کند خیلی زود به صورت پایا و ماندگار در می‌آید و کارکرد جدیدی به خود می‌گیرد: یکپارچگی و پیوستگی ایدئولوژیک.

تا همین اواخر، طراحی گرافیکِ یکپارچه و پایدار محمل بسیاری از آرمان‌ها و آرزوهای انسانی و ارزش‌های مترقی بود. امروزه با تخریب رسانه‌های جمعی و تقلیل تدریجی جهان، هدف اجماع و وفاق اجتماعی اغلب منجر به آن شده است که این نوع طراحی، واقعیت‌های خاص اجتماعی را به منظور دستیابی به یک الگوی والاترِ جهانی، به فراموشی بسپارد؛ الگویی که به طور مستقیم به تولید بسته‌بندی می‌پردازد. طراحی گرافیکِ پایدار و یکپارچه، یکی از نواحی مداخله طراحانی است که به نقش اجتماعی خود واقف‌اند.

طراحی گرافیک ناپایدار

چشم‌انداز نمونه و نوعیِ طراحی گرافیک ناپایدار چیست؟ در اینجا، برخلاف طراحی گرافیک پایدار، چشم‌انداز موجود، امور متنوع و خاصی را شامل می‌شود: روایات، و تصریحات و تأییدیه‌های متناقض، متفاوت یا متعارضِ پوسترها، روزنامه‌ها، تبلیغات، ویترین‌ها، نشریات، برنامه‌ها، کتاب‌ها، نمایشگاه‌ها، فیلم‌ها و غیره.

هدف این نوع طراحی گرافیک (گذرا، مستقل)، انتقال پیام‌های خاصِ مرتبط با موقعیت‌های خاص است. طراحی گرافیکِ کم‌دوام و مستقل ظاهرا دارای ماهیتی خلاف طبیعت کاربردیِ طراحی گرافیکِ درهم‌نهاده پایدار است. تولیدات آن هم کم‌دوام و ناپایدارند. آنها توجه‌مان را جلب کرده و سپس ناپدید می‌شوند.

چنانچه این دسته‌بندی – پایدار در برابر ناپایدار و یکپارچه در برابر مستقل – معتبر باشد، می‌توان نتیجه گرفت که هم‌رأیی ایدئولوژیک، با پایداری اجتماعی- گرافیکی پیوند دارد. به عبارتی، اگر چشم‌انداز بصری، ساختاریافته و باثبات باشد، افراد تمایل دارند شبیه یکدیگر فکر کنند. و احساس آزادی، با حضور اختلافات متعدد و متغیر در تبادلات زنده ارتباط پیدا می‌کند. اما چنان‌که برگر به ما نشان داده، این «نمایشِ» آزادی، زمانی که راهبرد (استراتژی) عمومیِ نهفته در پشت آن منحصرا منجر به مصرف شود، توهمی بیش نخواهد بود. احساس آزادی از راه مصرف، تا چه مدت و تا چه اهداف اجتماعیِ ترقی‌خواهانه‌ای ممکن خواهد شد؟

در واقع همین موقعیتِ بن‌بست بوده که بسیاری از طراحان گرافیکِ سطح بالا را به رها کردن طراحی ناپایدار و مستقل وا داشته و آنها را به سوی پروژه‌های پایدار و یکپارچه‌ای که ارزشمندتر تلقی می‌شوند سوق داده است.

Graphic Design Surveyed Its Nice That 1

 

(بیشتر…)

پریسا تشکری: اکنون زمان آن رسیده این چهره از گرافیک ایران به نمایش گذاشته شود!

پریسا تشکری: اکنون زمان آن رسیده این چهره از گرافیک ایران به نمایش گذاشته شود!

پریسا تشکری: اکنون زمان آن رسیده این چهره از گرافیک ایران به نمایش گذاشته شود!

«اگر من پیش از دیدن این مجموعه می‌دانستم که کتاب ویترین چنین کیفیتی را خواهد داشت و معرف این همه جلد کتاب زیبا از دوران‌های مختلف طراحی جلد کتاب در ایران است، قطعا زمان بیشتری به نوشتن مقدمه‌ی کتاب ویترین اختصاص می‌دادم.»
بخشی از یادداشت استیون هلر، طراح آمریکایی، منتقد و نویسنده‌ی تخصصی در زمینه ی دیزاین پس از مشاهده‌ی کتاب ویترین

تاریخ طراحی جلد کتاب در ایران به سال‌های بسیار دور وجلدهای درخشانی باز می‌گردد که به دست استادکاران جلدساز و صحاف خلق شده‌اند، آثار نابی که امروز به عنوان بخشی از فرهنگ تصویری تاریخی به آن‌ می‌بالیم. طراحی جلدها و کتاب‌ها در دوره‌های مختلف تاریخ کتاب‌سازی ایران خود گواهی می‌دهند که در بیشتر مواقع ارتباط نزدیک و محکمی بین نویسندگان، شاعران، تصویر سازان و جلد سازان ایرانی وجود داشته و نوعی از کار گروهی منطقی باعث خلق کتاب‌هایی با جلدهای به معنای واقعی نفیس شده است. بعدها، این ارتباط نزدیک در سال‌های پس از انقلاب به خصوص در دوره‌ای که به نام «دوره‌ی اصلاحات» معروف است نیز به وضوح دیده شد. سال‌های میانی دهه‌ی هفتاد که رونق اقتصادی در ایران و ورود ابزار دیجیتال، همزمان شد با ارتباط منطقی میان ناشران، مدیران فرهنگی و طراحان گرافیک. در روزگاری که مقوله کتاب چه از نظر کمیت و چه از منظر کیفیت اوقات خوشی را می‌گذراند.
طراحان ایرانی که همواره با محدودیت نمایش پوستر در خیابان‌ها چه از لحاظ فضای نمایش و چه ازجنبه‌ی سانسور تصاویر مواجه بوده‌اند، با هوش و ذکاوت فراوان بر طراحی جلد کتاب‌ها متمرکز شدند و تلاش کردند که هر آن چه در چنته دارند بر جلد کتاب‌ها پیاده کنند.

طراحی جلد کتاب در ایران داستان‌های تلخ و شیرینی دارد. این شاخه از طراحی گرافیک به قدری مورد توجه طراحان گرافیک در ایران بوده که گاه بدون اغراق برخی از آن ها حتی در قبال دریافت دستمزد‌های ناچیز حاضرند جلد کتاب طراحی کنند. طراحی گرافیک بخش های بسیار گوناگونی دارد اما همان طور که طراحان گرافیک در سراسر دنیا بیشتر علاقه‌مندند که به عنوان طراح پوستر شناخته شوند در ایران نیز انگار طراح جلد کتاب بودن نوعی برتری و هویت برای یک طراح به حساب می‌آید تا جایی‌که حتی اگر یک طراح موفق مثلا به شکل تخصصی بر طراحی بسته بندی محصولات غذایی مشغول به کار است ترجیح می‌دهد که برای نمایشگاه‌ها و دوسالانه‌های گرافیک، طرح پوستر و یا جلد کتابی را بفرستد که شاید پیش از آن حتی منتشر هم نشده است!

این مسآله از آن جا ناشی می‌شود که ما هیچ‌گاه بستر مناسبی برای نمایش سایر شاخه‌های گرافیک فراهم نکرده‌ایم و همواره بهایی بیشتر به برخی از تولیدات گرافیک در بینال ها و مسابقات داده‌ایم. حتی با نیم نگاهی به طراحان بین‌المللی که برای ارایه‌ی آثارشان به ایران دعوت شده‌اند نیز در می‌یابیم که برای مثال هیچ‌گاه از یک طراح متخصص در طراحی کتاب و یا در زمینه‌ی طراحی تبلیغات دعوت نشده است. این روند شاید طبیعی هم بوده چرا که هیچ رسانه‌ای را بهتر از پوستر نمی‌توان یافت که به راحتی و زیبایی قابلیت نمایش در گالری‌ها را داشته باشد و بی شک سایر محصولات گرافیک نیاز به فضاها و امکانات تخصصی‌تر برای نمایش دارند.
جای خوشحالی‌است که طراحی جلد کتاب نسبت به سایر بستگانش در دنیای گرافیک وضعیت بهتری داشته اما قرار گرفتن آن در زیر سایه‌ی قدرتمند پوستر و بی مهری به آن را نمی‌توان نادیده گرفت.

در طی سال‌هایی که بر روی طراحی جلد کتاب متمرکز بودم و یا در دانشگاه تدریس داشتم، شاهد این بودم که متاسفانه هیچ منبع تخصصی در ارتباط با طراحی جلد کتاب برای علاقمندان و دانشجویان طراحی گرافیک وجود ندارد. خیلی از مواقع پیش می‌آمد که ایمیلی دریافت می‌کردم مبنی بر درخواست دانشجویی جهت معرفی منبع در زمینه‌ی طراحی جلد کتاب و یا طراحان مطرح این حرفه برای تحقیق، پایان‌نامه‌ و… و همواره هیچ جوابی برای آن‌ها نداشتم. تا این‌که با دوست و همکارم «مجید کاشانی» که خود نیز در زمینه‌ی طراحی جلد کتاب سال‌ها با ناشران مختلف تجربه‌ی همکاری داشت و دغدغه‌ی تحقیق در این زمینه را در نیز در سر می‌پروراند، تصمیم گرفتیم که آستین بالا زده و پروژه‌ای را در این زمینه شروع کنیم.

سال ۱۳۹۲ پروژه را با هدف یک نمایشگاه کوچک و کاتالوگ آثار آغاز کردیم. در ادامه هر چه جلوتر رفتیم بار نبود منبع در این زمینه بر دوش‌مان سنگین‌تر می‌شد و احساس کردیم نمی توانیم به برگزاری یک نمایشگاه مختصر از چند طراح مطرح بسنده کنیم و مسوولیتی بزرگتر را بر عهده داریم. به کمک تیمی که رفته رفته بزرگتر شد، در طول تحقیق‌مان نام حدود ۳۰۰ طراح گرافیک معاصر که در کارنامه‌شان طرح جلدی پیدا بود را با نمونه کارهای‌شان جمع‌آوری کردیم. اما فقط عده‌ای از آن‌ها بودند که به شکل تخصصی‌تر و با تمرکز بیشتر به طور مستمر روی جلد کتاب کار کرده بودند. در نهایت تصمیم گرفتیم که از این میان ۱۰۰ طراح گرافیک را به این پروژه دعوت کنیم و آثارشان را پس از انتخاب توسط یک تیم تخصصی نمایش دهیم.

آیدین آغداشلو، محمد رضا ریاضی، ابراهیم حقیقی و بیژن صیفوری عهده دار نوشتن مقدمه‌های تخصصی برای این کتاب که نامش را «ویترین» گذاشته بودیم شدند. در طی این مقدمه‌ها تاریخ جلدسازی و طراحی جلد کتاب از دوران باستان تا معاصر توسط نویسندگان با ذکر جزئیات و تصاویر تشریح شد. «استیون هلر» (طراح و منتقد آمریکایی) و «حسن کیاییان» (مدیر نشر چشمه) نیز دو مطلب کوتاه درباره‌ی اهمیت جلد کتاب از منظر یک منتقد خارجی و یک ناشر داخلی برای‌مان نوشتند و سرانجام «ویترین» با حمایت «انتشارات میردشتی» و «هنرنو» منتشر شد.
پروژه‌ی ویترین پس از دو سال تلاش در تاریخ ۲۹خرداد ۱۳۹۳ با نمایش بیش از ۵۰۰ طراحی جلد کتاب از طراحان نسل‌های مختلف در خانه‌ی هنرمندان تهران برگزار شد و موفق شد حداقل بخشی از خلا نبود منبع درباره‌ی تاریخ طراحی جلد کتاب در ایران را جبران کند. در کنار کتاب، طراحیِ خاص نمایشگاه، برگزاری نشست تخصصی (با حضور طراحان و ناشران) و استقبال چشمگیری که از پروژه صورت پذیرفت، باعث شد ویترین یکی از پروژه‌هایی باشد که از انجام آن همیشه به خود می‌بالم.

در سال ۲۰۱۴ که در ترکیب تیم داوران دوسالانه‌ی بینال پوستر مکزیک حضور داشتم، دو نسخه از این کتاب را یکی برای خانم «الیزابت رسنیک» (استاد مطرح دانشگاه بوستون) و نسخه‌ای دیگر برای استیون هلر به همراه بردم. تمامی طراحان گرافیک و میهمانان دوسالانه، مسیر شهر «مورلیا» تا «مکزیکو سیتی» را با دو اتوبوس طی می‌کردند. به وضوح به یاد دارم زمانی که به مورلیا رسیدیم بسیاری از طراحان گرافیک که همسفر الیزابت در اتوبوس دیگر بودند و کتاب ویترین را دست به دست چرخانده و مشاهده کرده بودند به من تبریک گفتند. هیجان و نظرات آن‌ها درباره‌ی کتاب ویترین بسیار جالب و شنیدنی بود. اینکه تا کنون این همه جلد کتاب متفاوت را یک‌جا ندیده بودند. این که پیش از آن فقط پوسترهای ایرانی را می‌شناختند و درباره‌ی جلد‌کتاب‌های ایرانی چیزی نشنیده بودند و نمی‌دانستند که مقوله‌ی طراحی جلد کتاب در ایران اینقدر خاص و جدی است. ازآنجا که کتاب دوزبانه بود، برخی از آن‌ها توانسته بودند بخش‌هایی از تاریخ طراحی کتاب در ایران را مطالعه کنند.

بسیاری از طراحان مطرحی که در آن رویداد حضور داشتند لینک اینترنتی خرید کتاب را از من خواستند و درست در همان لحظه بود که متوجه شدم که ما همچنان چه کاستی‌های بزرگی در زمینه تبادلات فرهنگی داریم. از سفر که برگشتم طی تماسی با ناشر کتاب از او خواستم در صورت امکان شرایطی ایجاد کند تا طراحان خارجی بتوانند کتاب را به صورت آنلاین تهیه کنند. اما طبق معمول محدودیت‌های تحریم و مبادلات با کشورهای دیگر؛ جواب درخواست من بود!
در نهایت با مجید کاشانی تصمیم گرفتیم کتاب را با هزینه‌ی شخصی‌ برای تعدادی از طراحانی که آن را خواسته بودند بفرستیم.

سال گذشته مجددا به دعوت «انجمن طراحان پوستر تایوان» به شهر تایپه دعوت شدم. به جز من دو طراح دیگر «تامی‌لی» طراح گرافیک از هنگ کنگ و «لو جینگرن» طراح مطرح کتاب از چین در آن‌جا برای سخنرانی حضور داشتند. طبق رسم دیرینه‌ی طراحان گرافیک چند کتاب بین ما رد و بدل شد. صبح روز بعد، استاد «لو جینگرن» (که من نام دانشمند تخصصی کتاب را بر روی او گذاشته‌ام) بابت دریافت کتاب ویترین و آن همه اطلاعات درباره‌ی تاریخ جلدسازی در ایران، از من و مجید تشکر کرد و با فروتنی ابراز کرد که با این‌که چین نیز در این زمینه بسیار پیشتاز است، چقدر از دیدن جلدها و تصویرسازی‌ها و تایپوگرافی‌هایی که روی آن‌ها توسط طراحان ایرانی به زیبایی استفاده شده، لذت برده است.
سپس کتابی که محصولی مشترک از سه هنرمند، (خودش به عنوان طراح کتاب، یک عکاس و یک آرشیتکت بود) را به من هدیه داد.
کتابی که تقریبا دو برابر ویترین ضخامت داشت اما با وزن یک چهارم کتاب ما! گذشته از طراحی و ساخت بسیار زیبا و خلاقانه؛ وقتی کتاب را در دست گرفتم از سبکی آن حیرت زده شدم. لوجینگرن توضیح داد که دوره‌ی کتاب‌هایی با وزن سنگین در دنیای کتاب‌سازی به سر رسیده و وزن کتاب ویترین یک اشکال عمده برای آن محسوب می‌شود.

با این‌که هیچ وقت دوست ندارم درباره‌ی کاستی‌ها و ضعف‌هایی که در کشورم وجود دارد با طراحان خارجی صحبت کنم اما مجبور شدم حدود نیم ساعت درباره‌ی بلایی که تحریم بر سر ناشران ایرانی و وضعیت هنرمندان و طراحان گرافیک در آن سال‌ها آورد توضیح دهم (سالهای رییس جمهوری که نیاز به بردن نامش نیست و همه اقشار فرهنگی به شکلی زخم خورده‌ی دورانش هستند) و استاد جینگرن با کمال آرامش و متانت پس از شنیدن قصه‌ی تحریم، بابت همه‌ی تلاش‌هایی که برای پروژه‌ی ویترین داشتیم قدردانی کرد.
پس از سال‌ها سرک کشیدن و سرزدن به نمایشگاه‌ها، کتاب‌فروشی‌ها، کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی/ هنری در سراسر دنیا و نیز یک سال تجربه‌ی زندگی واقعی خارج از ایران، متوجه شدم که طراحان ایرانی با تمام محدودیت‌هایی که در طراحی جلد کتاب‌ها چه از لحاظ متریال، نوع چاپ و شیوه‌های ساخت و پیاده‌سازی ایده‌های‌شان وجود دارد در این زمینه از طراحی گرافیک به معنی واقعی پیشتاز و خاص هستند.

پس به جرات می‌توان گفت اگر حدود سال‌های ۱۳۸۱-۱۳۸۲ یعنی هم‌زمان با برپایی دوسالانه‌ی پوستر تهران، گرافیک ایران با پوسترهایش مطرح شد و طراحان دنیا متوجه لحن ایرانی در جریان طراحی گرافیک جهان شدند، شاید اکنون زمان آن رسیده که این چهره از گرافیک ایران را نیز برای هنرمندان سایر کشورها به نمایش گذاشت. ای کاش متولیان فرهنگ و هنر در کشور ما متوجه این باشند که اختصاص ندادن بودجه‌ی کافی به بخش فرهنگ و هنر چه بلایی بر سر اتفاقات فرهنگی می‌آورد. در حالی‌که ‌سخن گفتن از طریق هنر ‌(حتی بدون دانستن زبان) تا چه حد کم‌هزینه، آسان‌ و دلنشین‌تر‌ خواهد بود. کاش متوجه شوند هموار کردن راه‌های ایجاد ارتباطات فرهنگی تا چه حد می‌تواند بر مطرح شدن چهره‌ی کشورمان به شکل مثبت تاثیر بگذارد و حداقل تا حدودی از سیاه‌نمایی رایج سیاسی شبکه‌های خبری دنیا بکاهد!

مصاحبه,منتخب روزرنگ

مصاحبه,منتخب روزرنگ

مصاحبه,منتخب روزرنگ

من طراح گرافيك نيستم، شاعرم! / گفت وگو با فرهاد فزونی

هنگامى كه طراحان نسل پنجم گرافيك ايران قدم در مسير حرفه اى گذاشتند و باليدند، از روشن شدن چراغ تايپوگرافى ايرانى، مدتى بيشتر نگذشته بود. اين جريان تازه، كه همچون رودى تازه نفس به زمين هاى خشك جان مى بخشيد، بسيارى از طراحان جوان و خوش ذوق اين نسل را ترغيب كرد كه براى كشف ابعاد ناشناخته ى حروف فارسى و معاصر كردن آن به تكاپو بيفتند و عزمشان را جزم كنند.
«فرهاد فرونى» طراحيست كه تصاوير را شعر و اشعار را تصوير مى بيند. او براى بيان حرف هايش منطقى عمل نمى كند! فكر نمى كند! اما زبان احساس و در نهايت خود آثارش، باعث ايجاد تفكر است. تفكرى كه شايد از آزادى بى قيد و شرط ذهن هنرمند و گستره ى خلاق دنياى گرافيك پرده برمى دارد.
گفت وگوى اختصاصى روزرنگ با فرهاد فزونى می تواند بيانگر نوع نگاه او به این حرکت باشد. همراه ما باشيد:

باتوجه به تغيير نام «روز جهانى گرافيك» به «روز جهانى ديزاين» تعريف شما از ديزاين چيست؟
– این جزییات بسیار مهم است و من این حساسیت‌ها را درک می‌کنم. اما در واقع خیلی فرق بین قصه‌ و لوگو و عکس و فیلم را نمی‌فهمم. نمی‌دانم کدام ادبیات است کدام شعر است و کدام دیزاین. راستش مدتی‌ست که خیلی برایم این تعاریف مهم نیستند.

پيش بينى شما از آينده گرافيك ايرانى چگونه است؟
– گرافیک (فرهنگی) ما در مقایسه با گرافیک منطقه در موقعیت قابل توجه‌ی‌‌ قرار دارد. شاید در مقایسه با آن‌چه که باید باشیم از خودمان توقع بیشتری داشته باشیم ولی در کل اوضاع‌ خوبی داریم. کم کم لهجه و گویش ما در گرافیک دارد با لهجه‌ی گرافیک غربی متفاوت می‌شود و این یعنی آینده‌‌ای درخشان می‌تواند منتظرمان باشد. این فقط یک پتانسیل است که می‌توان روی آن حساب باز کرد. هرچند، تجربه نشان داده که گرافیک ما وابسته به اشخاص است و با جا‌به‌جا شدن‌ها، مهاجرت‌ها و زنده‌ بودن نبودن‌های طراحانِ مطرح و تاثیرگذار -که انگشت‌شمارند- مسیر گرافیک ایران از زمین تا آسمان تغییر می‌کند. بنابراین هیچ‌وقت نمی‌توان در مورد آینده گرافیک ایران نظر داد. فقط می‌توان به پتانسیل‌های آن اشاره کرد.

فرهاد فزونی (16)
فرهاد فزونی (19)

چه چیزی در حروف فارسى طراحان ایرانی را مجذوب خود می کند؟ در حالی که به نظر می رسد مدت های مدیدی کسی به اين گنج توجه نکرده بود.
– همیشه خط فارسی زیبا و مورد توجه بوده، اما به نظر قدیمی می‌آمد و به درد موزه و دیوارهای آنتیک فروشی و دکوراسیون خانه‌های عمو و خاله و پدربزرگ می‌خورد. اتفاقی که شما در موردش حرف می‌زنید احتمالا برقرار شدن رابطه‌ی خط فارسی با هنر معاصر، گرافیک معاصر و زندگی معاصر است. این رابطه تا پیش‌تر چندان برقرار نبود. برای همین، برای مثال، برای کنسرت یک بند موزیک امروزی، خط فارسی وصله‌ی ناجور و بدجوری به نظر می‌رسید اما برای همنوازی نی و دف، جور در می‌آمد. حالا این رابطه برقرار شده و این اصولا کم چیزی نیست و به سادگی اتفاق نیفتاده‌ است. نه تنها‌ که خود خط فارسی‌ گنج‌ است، که این امروزی شدنش و کشف امکانات جدیدش نیز گنجی‌ست که باید قدرش را دانست. اما این گنج، خوشبختانه یا متاسفانه گنج هلو برو تو گلویی نیست. مدام باید معاصر نگه‌ش داشت و این کار سختی‌ست.

فرهاد فزونی (15)
Final2

چه چيزى را الان مى دانيد كه دوست داشتيد سال ها پيش مى دانستيد؟
– در واقع چیزهای زیادی هست که دوست‌ داشتم که هنوز نمی‌دانستم و با ولع دنبالش می‌گشتم.

آيا از منبع خاصى الهام می گیرید، به طور كلى روند ايده پردازى آثارتان به چه صورت است؟
– بله. من از خیابان‌های تهران، خوشنویسی، معمارى، هنر معاصر ایران و جهان و زندگی روزمره‌ام الهام می‌گیرم. روند ایده‌پردازی هرگز در مورد کارهای من چیزی جدا از زندگی شخصی‌ام نیست. بعضی‌ها را می‌شناسم که زندگی هنری‌شان با زندگی شخصی‌شان متفاوت است. آن‌ها فکر می‌کنند و خیلی منطقی عمل می‌کنند برای همین می‌توانند در مورد روند ایده‌پردازیشان توضیح بدهند. من اصلا فکر نمی‌کنم و منطقی عمل نمی‌کنم، بلکه فرایند احساسی‌ای اتفاق می‌افتد. حتی احساسم را به تصویر ترجمه نمی‌کنم بلکه زبان بصری احساسم را کشف کرده‌ام و به همان زبان حرف می‌زنم، برای همین توضیح روند ایده‌پردازی برایم راحت نیست. فرایندی‌ست که تبدیل به روندی ناخودآگاه شده‌است.

فرهاد فزونی (5)  photo by: roman Marz

یکی از چالش برانگیزترین مشکلاتی که تا به حال درباره حروف داشتید و مجبور به حل آن بودید چه بوده است؟
– مهمترین چیزی که همیشه با آن مشغول بوده‌ام، همین معاصر نشان دادن خط فارسی بوده است. مدام سعی کرده‌ام امکانات خط فارسی را برای معاصر بودنش کشف کنم و به نمایش بگذارم. من همیشه فکر می‌کنم که اگر روزی جوانان و نوجوانان یک درصد فینگلیش نوشتن را به فارسی نوشتن ترجیح بدهند تقصیر من است. این مسوولیت را شخصا متوجه خودم می‌دانم و نه هیچ کس دیگر و طراح دیگری.

فرهاد فزونی (24)

از كدام كارتان بيشترين رضايت را داريد؟
– برای من همه‌ی کارهایم یک مجموعه کارند که جدا جدا معنی نمی‌دهند و یکپارچه ادامه دارند. خودم همه را یک‌پارچه می‌بینم و از کل این مجموعه کاملا راضی هستم ولی اگر بخواهم جوری جدایشان کنم شاید بتوانم بگویم که درحال حاضر از قصه‌هایی که توی فیس‌بوک می‌نویسم، یا عکس‌هایی که از در و دیوار تهران در اینستاگرام می‌گذارم خیلی لذت می‌برم.

مهمترين توصيه اي كه به دانشجويان و طراحان جوان مى كنيد چيست؟
– اگر صفر تومن پول می‌گیرید،‌ دو ثانیه وقت دارید، سفارش دهنده روی اعصابتان راه می‌رود و اصلا شما را درک نمی‌کند، یا کار را انجام ندهید یا اگر انجام دادید مسوولیتش را بپذیرید. اگر انجام دادید، پایش را امضا کنید و به همه نشانش بدهید و با افتخار بگویید این کار من است. هرگز پنهانش نکنید یا نگویید این پول کم داد، آن وقت کم داد، آن یکی بد سلیقه بود، مرا نمی‌فهمید، یا لحظه‌ی آخر همه‌چیز را عوض کرد. پای همه‌ی‌کارهای‌تان امضا کنید. پای همه‌ی کارهایتان بياستید، شما مسوول کارهایتان هستید. کار شما دیده می‌شود و بقیه‌ چیزها به کسی ربطی ندارد یا کار را قبول نکنید یا از خواب و خوراک و مهمانی شبتان بگذريد؛ یک بوم و دو هوا نمی‌شود!

HAYAFinal

آخرين كارى كه تحسين شما را برانگيخته است؟
– شیوه‌ی نوشتن قیمت‌های یک میوه‌ فروشی با ماژیک روی مقوای پشت طوسی در خیابان جمالزاده که دیروز دیدم ولی توی تاکسی بودم و نتوانستم عکس بگیرم!

در سال هاى اخير گرايش طراحان گرافيك به سمت «آرت ورك» يا «ويديو آرت» و اصولا وارد كردن گرافيك به ديوار گالرى ها در حال افزايش است. خود شما هم با نمايشگاه «پس لرزه ها» يكى از طراحان شاخص اين مقوله هستيد. در اين مورد كمى توضيح دهيد؛ آيا طراحان گرافيك به اين نتيجه رسيده اند كه جايگاه گرافيك ديزاين در حال دگرگونى است؟
– من هم متوجه شده ام که اخیرا طراحان گرافیک، به سمت «آرت ورك» و قصه‌های مشابه تمایل پیدا کرده‌اند و شاید واقعا هم به اين نتيجه رسيده اند كه جايگاه گرافيك ديزاين در حال دگرگونى است. من خیلی از جایگاه گرافیک دیزاین اطلاعی ندارم. در واقع من خیلی هم طراح گرافیک نیستم. بلکه بیشتر شاعرم. شعرهایی با کلمات و تصاویر و صداها می سازم. هرجا دستم برسد. توى پوستر، توى لوگو، توى مجله، توى فیس بوک، روی صحنه‌ی تئاتر، جلوی دوربین، روی دیوار گالری، در ذهن یک دوست. سال‌هاست که این کار را می کنم. برای همین بیشتر باید خِر من را بگیرید که چرا این کارها را به اسم گرافیک دیزاین به خورد ملت می‌دهی و آن‌چه جایش توی گالری و توی کتاب شعر و توی سینماست را چرا آوردی توی خیابان و پوستر و مجله و لوگو. باید خِرِ مرا بچسبید که: چرا خودت را گرافیک دیزاینر جا می‌زنی؟ من باید در واقع به آن سوال جواب بدهم. قدیم‌ها بیشتر اين  سوال را ازم می‌کردند؛ جدیدا شاید تعریف گرافیک دیزاین عوض شده که دیگر نمی‌پرسند!

 

فرهاد فزونی (23)

فرهاد فزونی (21) Stitched Panorama WaranFinal

فرهاد فزونی (11) فرهاد فزونی (13) فرهاد فزونی (14) فرهاد فزونی (38)  photo by: shoresh FezoniPrint فرهاد فزونی (1)  photo by: roman Marz
فرهاد فزونی (3)   photo by: roman Marzفرهاد فزونی (4)   photo by: roman Marzفرهاد فزونی (10) 
 فرهاد فزونی (18) فرهاد فزونی (17) farakhane yasavoli FINAL MOHSENFinalposterFinal to print shabe irani 8  DIWANFINAL PARSEFinal faramooshi فرهاد فزونی (35)  photo by: shoresh Fezoni
فرهاد فزونی (39)

photo by: shoresh Fezoni

متن و گفت وگو از: زینب عسگری

error: شما مجاز به کپی نیستید دوست من
UA-101966956-1