09367794450 logo@liyanaweb.ir

هنر مدرن و رویکرد آوانگارد | بخش اول

خلاصه کتاب تاریخ هنر معاصر جهان | اوج و افول مدرنیسم | اکسپرسیونیسم انتزاعی، خوانش نوین از مدرنیسم

علیرضا سمیع آذر | موسسه فرهنگی پژوهشی چاپ و نشر نظر

سایت تندیس: تلخیص سارا حسینی

modern art 3

جنبش اکسپرسیونیسم انتزاعی جریانی بود که از جو روشنفکری چپ‌گرا پدید آمد و در تقابل با فرهنگ پاپ و جریان موسوم به جبهه‌ی مرد‌می قرار گرفت. محیط فرهنگی جبهه‌ی مردمی در سال‌های پیش از جنگ آغشته از چهره‌های هالیوودی، ستاره‌های موسیقی پاپ، نویسندگان مطبوعات دختران شایسته‌ی سال و هنرپیشه‌های تئاترهای برادوی بود. این جریان نماینده‌ی سطح میانگین فرهنگ امریکایی در برابر جریان روشنفکران فرهیخته وهنرمندان چپ‌گرا دارای نفوذ اجتماعی قوی‌تری بودند.

modern art 8

کلمنت گرینبرگ طی مقاله‌ای با عنوان آوانگارد و کیچ، در مجله‌ی پارتیزان که پایگاه اصلی تروتسکیسم و هنر آوانگارد در آن زمان بود درج شد و به شدت هنر جبهه‌ی مردمی را مورد انتقاد قرار داد. در این نوشتار گرینبرگ کیچ را به معنای بنجل و سطحی اساساً پدیده‌ای آمریکایی خواند و آن را تجربه‌ای عاریتی ، و نه اصیل، بر مبنای احساساتی سطحی دانست. وی نمونه‌های کیچ را در رمان‌های جان اشتاین بک، نمایش‌های موزیکال برادوی و تقریباً تمام فیلم‌های هالیوودی معرفی وتوصیف می‌کند در تقابل این رشد فزاینده، فرهنگ آوانگارد باید تقویت شود و مستحکم شود. او گرچه این جنبش را از دستاوردهای جامعه‌ی سرمایه‌داری می‌خواند ولی آن را ابزاری برای تخریب می‌دانست.

modern art 5

 

گرینبرگ تابلوهای اکسپرسیونیسم را از شاخصه‌های هنر آوانگارد می‌داند و تصریح می‌دارد: آنچه گور کاپیتالیسم را خواهد کند، این تابلوها هستند و نه کارگران کارخانه‌ها. وی بحث خود را چنین ادامه می‌دهد که هنر آوانگارد باید از آمیختن با فرهنگ عامیانه دوری کند، چرا که هنرباسمه‌ای عوام‌پسند، هیجاناتی تصنعی تولید کرده وعملاً به کالایی برای تغذ‌یهِ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی فرهنگی مرد‌می که اهل اند‌‌یشه و تعمق نیستند تبدیل می‌شود. در نظر گرینبرگ، تنها هنری مستقل است که از شالوده‌ی سیاسی حاکم آزاد بوده و از جنس فرآورده‌های سرمایه‌داری مصرف‌گرا نباشد. چنین هنری قادر است امید به رهایی را زنده نگه داشته و شکلی متعالی از بیان زیبایی‌شناختی را که بتواند بر ناسیونالیسم و شووینیسم فائق آید، تبلور بخشد.

 

modern art 2

اما کلمنت گرینبرگ از زاویه‌ای دیگر به بررسی جریان اکسپرسیونیسم انتزاعی می‌پردازد و آن را به عنوان فرجام آوانگاردیسم مد‌رن بررسی می‌کند. وی معتقد است سرنوشت هنر آوانگارد در یک سیر تاریخی و بر مبنای رویکردی فرمالیستی، به نقاشی آبستره منتهی شده است. و در این مسیر هر هنری که می‌خواهد پیشرو باشد باید به مفاهیمی که آوانگاردهای پیشین در مورد مفهوم و ساختار نقاشی مطرح کرده‌اند تکامل بخشد.
حال می‌پردازیم به شناخت مسائل مفهومی و ساختاری که نقاشی مدرنیستی پیوسته به آن پرداخته و برخوردی که جنبش اکسپرسیونیسم انتزاعی با آن داشته:
نور، رنگ، حرکت، ترکیب، تکنیک، عمق‌نمایی و انتزاع از جمله مسائلی بودند که جریان‌های هنری اروپایی چون امپرسیونیسم، پست امپرسیونیسم، کوبیسم، کنستراکتیویسم و اشکال مختلف هنر آبستره هر کدام با نگاه خاص خود به مسائل پرداختند. از نظر کلمنت گرینبرگ مسئله سطح گرایی موضوع و انگیزه اصلی ظهور آوانگاردهای پیشین بود و جنبش اکسپرسیونیست به دلیل رویکرد زیبایی شناختی‌ سطح‌گرایانه‌اش توانست پاسخی آوانگارد به این مسئله بدهد. این پاسخ از نظر وی به دو جنبه قائل می‌شود اول این‌ که نقاشان اکسپرسیونیست انتزاعی در تلاش ایجاد تعادل تصویری میان تخت بودن نقاشی و عمق‌نمایی روی بوم بودند که از تکمیل ادراکات سطح‌گرایانه‌ی کوبیستی و نوعی برخورد شورشی با پرسپکتیو رنسانسی حاصل شد. دوم آن که آنان با کنار گذاشتن ساختار رایج در ترکیب‌بندی نقاشی نوعی کیفیت یکپارچه و یا کل‌پوشانی به وجود آوردند. این سطح منسجم و سراسری، همه بوم را در بر گرفته ، گویی حتی فراتر از آن هم ادامه دارد.
نتیجه‌ی این تحول ساختاری کارهای نقاشان آوانگاردی چون جکسون پولاک، مارک روتکو و بانت نیومن بود، هر چند که گرینبرگ به کارهای مارک تابی که پیش از این سه تن به کل‌پوشانی پرداخته بود نیز اشاره می‌کند. ادامه دارد…

modern art 7

error: شما مجاز به کپی نیستید دوست من
UA-101966956-1